هر جور شده به من بگو<<دوستم داری>>

 با حرفها٬اعمال و اشاراتت گاهی به من بگو که دوستم داری . گمان نکن که اين را ميدانم ٬شايد دستپاچه شوم و يا حتی زير بار نروم که به آن نياز دارم٬ولی تو باور نکن و هرجور شده به من بگو.

به خاطر کارهای خوبم گاهی از من تعريف کن و وقتی شکست ميخورم مرا دست کم نگير٬بلکه به من قوت قلب بده٬کارهای زيادی را که برايت انجام ميدهم وظيفه من حساب نکن٬تشويق و قدردانی به من اطمينان ميدهد که اگر اين کارها را تکرار کنم در تو اثر خواهد داشت.

بگذار وقتی احساس اندوه و تنهايی می کنی ويا حس ميکنی حرفت را درست نفهميده ام٬بدانم. اين کار به من قدرت می دهد که بدانم توان آرامش بخشيدن به تو را دارم. احساسات بدون بيان آنها ممکن است مخرب باشند. به ياد داشته باش با آن که دوستت دارم هنوز نميتوانم هميشه فکرت را بخوانم.

افکار و احساسات شاد خود را بيان کن ٬آنها به زندگی ما سرزندگی ميبخشند٬جشن گرفتن در روزهايی که جشن تولد کسی نيست و روزهايی که برای خود آدم عيد است ٬فوق العاده است. با عشق و بی مناسبت هديه بده و صدای خود را بشنو که سعادتت را به کلام آورده ای.

وقتی جوری با من رفتار ميکنی که انگار آدم خاصی هستم جبران کار کسانی را ميکنی که در طول روز از کنارم گذشته اند و مرا ناديده گرفته اند.

بودنم را با گفتن اين که آنچه ميبينم و حس ميکنم  بی اهميت و غير واقعی است ٬ بی اعتبار نکن.آنچه ميبينم و حس ميکنم برای من تجربه و در نتيجه مهم و واقعی است.

نقل از ماهنامهء نسل برتر

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

همه ميدانند
كه من وتو از آن روزنه سرد و عبوس
باغ را ديديم
و ازآن شاخه بازيگر دور ازدست
سيب را چيديم
همه ميترسند اما من و تو
به چراغ و آب و آينه پيوستيم
ونترسيديم
                    

/ 47 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیما عابد

سلام اين جملات از هر کس بود بسيار دلنوارند.يادداشت کردم برای مرور مدام.موسيقی متن نيز احساس عجيبی در غربت در من بيدار می کند.ياد شبهای مهتابی روستای کويری ام می انداخت.چرا؟نمی دانم.شاد باشيد

peiman

حرف دل ميزنی...پس بزن که خوب ميزنی...قربونت./.پيمان

زهرا

سلام...واقعا جملات قشنگی بود ...گاهی وقتا يادمون ميره که چه جوری بايد رفتار کنيم ...ولی با خوندن اينها يادآوری ميشه ...برای همينsave ميکنم تا هميشه يادم بمونه ....موفق باشی .

ياقوت سبز

سلام به غزاله عزيزم..انتخاب قشنگی بود...(راستی برگشتم)

طلوعی تا فردا ...

سلام غزاله خانوم ... چه نوشته ی قشنگی بود ... تو خيلی موارد درسته ...به چراغ و آب و آيينه پيوستيم .. مگر نه ؟ ما نترسيديم ... موفق باشيد ... در پناه حق . نيکو .

darya

سلام به ما هم سربزن

shiva

سلام غزاله جون. از راهنمايی خوبت ممنونم. .... روی اون کار می کنم ببينم چی می شه.خوب و خوش باشی. (( اهنگ جديد وبلاگت مبارک.))

shaltook

سلام مرسی که سر زدی نبيدم چند روزی شرمنده

kia

سلام غزاله جان ! نميدونم چرا از پيام قبلی من ناراحت شدی ؟؟‌!‌ من منظورم چيز خاصی نبود اما خود به خود زمانی که اين شعر رو خوندم ياد شعر سيب که فکر ميکنم از حميد مصدق باشه افتادم !! در هر صورت بسيار از شما معذرت ميخوام ! به اميد بخشش ! موفق باشی !‌