زهر هجری چشيده ام که مپرس...

امروز صبح بالاخره شاخ ديو رو شکستم!05.gif
گرچه شنبه آزمون زبان های خارجی٬يک هفته بعد کنکور غير پزشکی آزادوسوم مرداد کنکور پزشکی آزاد دارم30.gif....ولی هرچی بود قدم اول که سخت ترين قدم بود برداشتم با اينکه آمادگی خوبی برای شرکت توی اين رقابت سرنوشت ساز نداشتم ولی هرچی بود گذشت( شانومه آخرش خوشه )و الآن سرشارم از حسی که مدتهاست رهام نميکنه٬حس دلتنگی ! 02.gif
گفتم شايد با نوشتن کمی سبک بشم هرچند چیزی برای نوشتن نداشتم. دستهام خالیند٬ وقت کمی دارم ٬ دوباره باید برم و مشغول درس خوندن بشم اما لازم ديدم برای تشکر از همهءدوستانی که در غيابم حالم رو پرسيدند و برای موفقيتم دعا کردند و از راهنماييهای دلسوزانه شان بهره بردم٬چند سطری بنويسم.

اين مدت که من نبودم کلی اتفاق جديد افتاد که هر کدومشون عين زلزله دنيا رو لرزوند اما من سرمو از لاک خودم بيرون نياوردم.آخه کنکوری رو چه به اين حرفا؟؟!!
اصلا به من چه که غول شيکم گندهءآمريکا از اون سر دنيا اومده و با حرص به مردم گشنهءعراق چنگ و دندون نشون ميده و ثروت و اموالشون و حتی تاريخشون رو می بلعه!
من تلویزیون نیگا نمیکنم که چهرهءتحقیر شدهء عراقی ها و پوز خندهای سربازای آمریکایی رو ببینم.من فقط به تست های بیشتر و درست تر فکر میکنم....همین !

وقتی من نبودم بیماری سارس عین یه بلای آسمونی از لایهء استراتوسفر جو به سر چش بادومیها نازل شد.بعضیها گفتند چون چینی ها گوشت گربه میخورن اینجوری شداما من گوشامو گرفته بودم ....
چند روز پيش هم يه زلزله تهران رو لرزوند همه ميگفتن خيابونای دور و بر کوی دانشگاه شده عين فلسطين اشغالی ! ولی من از پشت ميز تحريرم جم نخوردم. اصلا چه معنی داره يه کنکوری دنبال اين چيزا باشه ؟اصلا تا بوده به دانشجوها کتک ميزدن اونم به دانشجوهای پسر نه به يه دختر کنکوری مظلوم بی زبون !15.gif
اما روز سوم خرداد هر سال چهره ای روی صفحهءتلويزيون ظاهر ميشه٬چهرهءنورانی يک جوان مصمم که با اينکه چهره ش نشون ميده درونش غوغاست اما مثه يک کوه محکم و آروم نشسته و با لهجهءجنوبی از ايستادگی و مقاومت حرف ميزنه !
من بايد راز اين شکوه را کشف کنم....شکوهی که سالها پيش دندون طمع آمريکاييها رو کشيد و هيولای صدام رو پشت مرزهای ما ميخکوب کرد.

.....خبر تکان دهنده ای خواندم که تلاش ميکنم باورش نکنم...
خبر مرگ خسرو بهدين نويسندهء وبلاگ پربار آشوزرتشت .....نمیتونم باور کنم که این منبع انرژی و حرارت ساکت و سرد شده باشه...
فقدان او را به خانواده و دوستاش تسلیت میگم به خصوص به دوست مهربانم اندیشهءعزیز ٬نامزد خسرو.اندیشه جان برات آرزوی صبر میکنم گرچه میدونم صبوری خیلی سخته !منو در غمت شریک بدون! بار غمت رو نمیتونم سبک کنم.آرزو میکنم کاش میتونستم !
اشکهام رو پاک میکنم. بغض شکسته مو تو گلوم جمع میکنم و به سختی قورتش میدم!مثه زهر مار بود ! تلخ تلخ !......اصلا چه معنی داره یه کنکوری گریه کنه؟!!



پشت درياها شهريست
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است

قايقی خواهم ساخت.......

/ 39 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kia

بازم سلام و تشکر بابت اين که اومدی به وبلاگ من !! رفتم اون وبلاگی که گفته بودی رو ديدم خيلی جالب و قشنگ بود !! من نميگم راهی که دارم ميرم درسته . شايد غلط باشه . اما من ميگم ::: غم هم برای خود خدايی . عالمی دارد ..... پس زنده باشد همچو شادی غم !!! ميدونی شايد يه روزی منم فهميدم که شادی چيه و نوشته هام شاد شد !!‌ در هر صورت موفق باشی !!‌

shaili

سلام:خوبين؟از پيامتون ممنونم!می دونين،واسه دل من که اون چيزا پيش اومده،اميدوارم واسه ی دل شما و بقيه نباشه!موفق باشی!

آقا طییب

بهبه چه خبره بابا.هر دم ازين باغ.......خيلی مخلصيم بابا.چی جورياس.شما هونصد تا کنکور داری.با اين اتفاقاتو از جا بلند نشدنا.ايشالا همون اولی جواب ميره.بگذريم .چطوری قاقالي لی عزيز.ببخشيد بخدا دوسهشب مونده به کنکور يادت بودم.چه فايده پس اون فردا يه جای با کلاس قبول ميشی اصلا روت نميشه به دوستات بگی اسم رفيق فابت طييب هست.اصل اصل اصل حالت چطوره.دلم واست کباب می خواست امروز ضهر خوردم.ای قاقاليلی دوست داشتنی من.نبودی ببينی وقتی قاقا لی لی ناياب شد چه چيزايی رو به اسم قاقا لی لی به ما خوروندن.راستی حس پروازتو تبريک ميگم.حسی که من داشتم.با يه ليست دراز از کتابايی که دوس داشتم ببينم.و فيلمايی که دوس داشتم بخونم.بازم از اينکه به موقع نيومدم معذرت.بذار بحساب نادونی نه بی معرفتی.کوچيک شما داداش طييب.اسمتو می خوام بذارم تو ليست برادر خواهرا.بايد بيای رخصت بدی....يا حق.

محمد صادق دهقان

بسيار سپاس گزار از سر زدن به كلبه فقير فقرا. بسيار اندوه گين از درگذشت عزيز همه مان خسرو به دين. بسيار اميدوار به كام يابي هايت در همه آزمون‌هاي خوب زندگي. از لينك كردن برو بچه هاي افغانستان هم سپاس. به اميد ديدار در ابيانه.

محمدكاظم كاظمي

سلام. گفتيد امتحان کنکور، بيت بيدل به يادم آمد (يارب مکن به بار دگر امتحان ما / برداشتيم پيش تو دست دعا/ بس است) کامياب باشيد. (در افغانستان قبول شدن در امتحان را کامياب‌شدن می‌گويند و چقدر زيباست اين کلمه کام + ياب)

بهمن(هک نکن)

سلام من بدبخت با اومدنم به نت با وضعی بد مواجه شدم .. يعنی مرگ خسرو برام باور نکردنی ترين حادثه است ... به خدا داغون شدم

shaili

نمی دونم چی بگم!اما ممنونم از پيامتون!