يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم...(۲)

 هر چه بود٬خوب يا بد٬کنکور را در شرايطی نامطلوب و دور از انتظار پشت سر گذاشتم٬با اميد اينکه سال آينده تمام تلاشم را برای موفقيت بکنم .

بنا به دلايلی هيچوقت به دانشگاه آزاد فکر نکرده بودم

.يکی از دلايل اساسيش اين بود که شنيده بودم دکتر جاسبی خيلی آدم خوش قلب و مهربونيه 21.gifو دل هيشکی رو نميشکنه و هممممممه رو قبول ميکنه !

مامان بی توجه به خواستهء من برام دفترچه گ

رفت و فرم انتخاب رشته پر کرد.

نتايج و رتبه های سراسری که اعلام شد

مطمئن شدم که با رتبهء چهار رقمی نميتونم به رشته هايی که در ذهن داشتم برسم و فقط به يک چيز فکرميکردم کنکور ۸۳.......

وقتی راهنمای انتخاب رشته رو خوندم تازه گمشده مو پيدا کردم ٬خودش بود٬ بيو تکنولوژی٬با شاخه هايی از علوم که من عاشقشون بودم

:ژنتيک٬رياضيات٬زبان برنامه نويسی HTMLو زبان انگليسی تا ۵۵۰ نمرهء تافل.اما يه اشکال اساسی وجود داشت.حتما حکايت اون جوونه رو شنيدين که عاشق شده بود و ميگفت ۵۰٪ قضيه حلّه.حالا قسمت غم انگيز داستان شروع ميشه٬يعنی ۵۰٪ بقيه ش.گوش کنيد:

فقط رتبه های ۵۰۰

~۱کشوری مجاز به انتخاب اين رشته هستند وسال گذشته آخرين فرد قبول اين رشته با رتبهء۱۵۰ پذيرفته شده بود

آه از نهادم بلند شد

. قبول شدن در اين رشته تقريباًغير ممکن به نظر ميرسيد.اما وسوسهءرسيدن به اون لحظه ای راحتم نميذاشت. شايد به نظر شما مسخره بياد که يک نفر تا اين حد به عملکرد موجودات ريز زنده علاقمند باشه!ولی اين عشق مدتها ست که در من وجود داشته و من تازه کشف کرده بودم که چه جوری ميتونم بهش برسم!من بايد بهش ميرسيدم ولو به قيمت زندونی کردن خودم در يک اتاق به مدت يکسال!آه ه ه ه!چه سرنوشت غم انگيزی!اغزاله تنها٬غزاله خسته٬غزاله آقلا گته ياته!17.gif24.gif17.gif

يادتونه گفتم بايد برم استراحت

...گفتم نميدونم چقدر طول ميکشه برگردم...اون روزا من بودم و يه دنيا ترديد و دودلی و به همون اندازه اميد.برای شروع تصميم گرفتم چند مقاله در مورد بيوتکنولوژی در ايران سرچ کنم. اين کار رو کردم. ميدونيد سر از کجا در آوردم؟...... از ميکروبيولوژی!

مقالات برام جذاب و جالب بود

.با چندتا از دبيرام مشورت کردم که خيلی کمکم کرد. دست آخر فهميدم که يه ميکروبيولوژيست ميتونه در گرايش بيوتکنولوژی ادامهء تحصيل بده.در واقع اين يه راه ميان بر بود . راهی که رسيدن به اون چندان دشوار به نظر نميرسيدو اينجا بود که گفتم:يار با ماست٬ چه حاجت که زيادت طلبيم ....آخه من رشتهءميکروبيولوژی آزاد قبول شده بودم!همين تهران!

انتخاب اول مامان کار خودشو کرده بود

.مامان جونم خيلی دوستت دارم!07.gif

از دوست نازنينم ــ فرزانهءمهربون ــ که توی اين تصميم گيری به من کمک بزرگی کرد ممنونم

.

امسال خواهرم زهرا هم در رشته مورد علاقه ش ــ مهندسی صنايع ــ قبول شد05.gif.زهرا جون تبريک ميگم07.gif

خوشحالم که برگشتم ودوباره با شما هستم

.دلم برای همه تون تنگِ تنگ شده بود

دلم ميخواد کمکم کنيد خونهء قا قا لی لی هميشه رنگی و شيرين باشه

.

از اينکه تو اين مدت به يادم بوديد و برام دعا کرديد يه دنيا ممنون

.07.gif10.gif07.gif

                              

 

/ 42 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yasaman

سلام خانوم گل.عجب وبلاگ توپی داری.خيلی با حاله.مثه خودت.ميشه بهت لينک بدم؟

آقا طییب

سلام.برسم دوستی گذشته و......خوب اين عکس وبلاگتون ميگه که حالتون خوبه.خوشحالم.

ساناز

غزاله جون سلام! خوشحالم که به يکي از اهداف مهمت نزديک ميشي و بهت تبريک ميگم.....وفق و خوشحال باشی عزيزم

fahimeh

تبريک.اميدوارم موفق باشی.....آهنگی که گذاشتی عاليه...يه جورايی ميشم...نميدونم!!!!!!!!!!!!!!!!!

faezeh20

salam azizam khobi az in ke be man tavajoh dare mamnon lotf karde be web man sar zade shad bashi va movafagh by aziz

هلو

به سلامتی به هانس ميگم قبول شدی تو هم دعا کن اون امتحان عمليش قبول بشه. هلو

~~~^(iman)^~~~

سنگها با تمام سنگ بودنشون خيلی صبورو مهربونند پس ما آدمهای جزيره ياد بگيريم که صبرمون مثل سنگهای ساحل باشه و دلمون هم دريا ٫ تا بتونيم همه رو تحمل کنيم و همه هم تو دلمون جا داشته باشند .

الهه

سلام/خوب اميد وارم آينده ی خوبی در انتظارت باشه غزاله خانوم.چون اون چيزی که حرف اول رو ميزنه اينده است که امروز را نثارش کرديم.موفق وبر قرار باشيد