ای بسا شاعر که بعد از مرگ زاد!

            n3qfqp.jpg

درشب عاشورازینب یکی دو نوبت حتی نمی تواند جلوی گریه اش را بگیرد. یک بار آن قدر گریه

  می کند که بر روی دامن حسین بیهوش می شود وحسین با صحبتهای خودش زینب را آرام 

   می کند:خواهرم،زینب!مبادا وسوسهءشیطان بر تو مسلط شودوصبروتحمل را از تو برباید...

   چرا این طورمی کنی؟مگر تو شاهد وفات جدم نبودی؟جد من از من بهتربود.

   پدرما ازما بهتر بود...برادرهمین طور،مادر همین طور....

  _ برادر جان!...آنها اگر همه رفتند من پناهگاهی چون تو داشتم...ولی بارفتن تو برای من   

   پناهگاهی باقی نمی ماند.

  اما همین که ایام عاشورا سپری می شودوزینب،حسین را با آن روحیه قوی و نیرومند و با آن

   دستورالعمل ها می بیند،زینب دیگری می شود.

  امام زین العابدین فرمودند:ما دوازده نفر را به یک زنجیر بسته بودند که یک سر زنجیر به بازوی

  من و سر دیگر آن به بازوی عمه ام زینب بسته بود.میگویند تاریخ ورود اسرا به شام دوم ماه

   صفر بوده است بنابراین بیست و دو روز ازاسارت زینب گذشته است.بیست و دو روز رنج  

  متوالی کشیده است که با این حال او را وارد مجلس یزیدبن معاویه می کنند.یزیدی که کاخ

   اخضر او(یعنی کاخ سبزی که معاویه در شام ساخته بود)آن چنان بارگاه مجللی بود که هر

  کس با دیدن آن بارگاه و خدم و حشم و طنطنه و دبدبه،خودش را می باخت.بعضی نوشته اند

  که افراد می بایست ازهفت تالار می گذشتندتا به تالار آخری می رسیدند که یزید روی تخت

    مرصعی نشسته بود تمام اعیان و اشراف وسفرای کشورهای خارجی نیز روی کرسیهای طلا

   یا نقره نشسته بودند.در چنین شرایطی اسراراواردمی کنند وهمین زینب اسیر رنج دیده و رنج

 کشیده،در همان محضر چنان موجی در جمعیت ایجادکرد که یزید معروف به فصاحت

  و بلاغت را لال کرد. یزید شعرهای ابن زبعری را می خواند و به چنین موقعیتی که نصیبش

  شده بود افتخارمی کرد.زینب فریادش بلند می شود که: 

  تو خیال می کنی این که امروز مارا اسیر کرده ای و تمام اقطار زمین را بر ما

   بسته ای و مادر مشت نوکرهای تو هستیم،نعمت و موهبتی از طرف خداوند بر

    توست؟!به خدا قسم تو الان در نظر من بسیارکوچک و حقیری!

  ببینید!اینها مردمی هستند که به جز ایمان و شخصیت روحی و معنوی همه چیزشان را از

   دست داده اند.آن وقت توقع ندارید که شخصیتی مانند زینب چنین حماسه ای بیافریند و در

   شام انقلاب به وجود بیاورد؟؟همان طور که انقلاب هم به وجود آورد.

  یزید مجبور شد در همان شام روش خود را عوض کند و اسرا را محترمانه به مدینه 

  بفرستد،بعد تبری کند و بگوید:خدا لعنت کند ابن زیاد را،من چنان دستوری نداده بودم،او از پیش 

  خوداین کار را کرد.

  زینب در آخر جمله هایش این طور فرمود:یزید ! به تو می گویم ، هر حقه ای می خواهی

  بزن و هرکاری که می توانی انجام بده اما یقین داشته باش که اگر می خواهی نام  

  مارا در دنیا محو کنی،نام ما محوشدنی نیست.آن که محو و نابود می شودتوهستی!

چنان خطبه ای در آن مجلس خواند که یزید لال و ساکت باقی ماند و خشم سراسر وجود آن  

  مرد شقی و لعین را فرا گرفت و برای اینکه دل زینب راآتش بزند و اورا ساکت کند و برای اینکه 

  زینب منقلب بشود دست به یک عمل ناجوانمردانه زد.با عصای خیزران خود به لب و دندان

  ابا عبدالله اشاره کرد

(برگرفته از کتاب حماسهءحسینی/ مرتضی مطهری)

  سلام بر تو روزی که متولد شدی

   و روزی که می میری

   و روزی که باز برانگیخته می شوی.

/ 23 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حديث دوست

سلام گلم!...کم پيدا شدی! اقلاْاين قاقالی لی رو درياب

مريم

منتظر

سلام. حسین ناميه که همه به دنبال شناختن حقيقت اون هستن ....

گروه فرهنگی قرانی راهيان نور

دوره هشتم ختم قرآن به نیت سلامتی امام زمان عج و تعجیل در ظهور آقا و سلامتی همه مریض ها *********** سوال مسابقه دوره هشتم: ۱- اولین گرد آورنده قرآن پس از پیامبر اعظم ص؟ ۲-مئین کدام سوره ها هستند؟ ********************************************** جواب مسابقه دوره هفتم: ۱- قرآن مجید به چند نحوه نازل شده؟ دو نحو : تدریجی - دفعی ۲- منظور از سوره مکی یا مدنی چیست؟ آنچه از قرآن که در دوره اول نازل شده باشد مکی می گویند خواه در مکه باشد یا نه و در دوره دوم را مدنی می گویند خواه در مدینه باشد یا نه *********************************

زهرا

سلام کجايي قربونت برم الهی؟ پس کی ظهور ميکنی؟ سپندار مذگان رو به تو و هوخشتره تبريک ميگم

مهرگان

سلام غزال جون وااايُُُ چه اعترافاتی بود! خيلی وقت بود فرصت نمی کردم سر بزنم!بالاخره سعادت پيدا کردم.راستی يادت نره برام دعا کنی.منم اميدوارم تو اين مسير انتخابيت موفق باشی.مجبور نبودن نعمت بزرگيه!

حسين

مثل اينکه باز هم در غيبت صغری بسر می بريد!!

حنيف

کتابی ميشناسی که سخنرانی حضدت زينب داخلش باشه...

ماریه

سلام دوست عزیز وبلاگ خوشملی داری به منم یه سری بزن باعث افتخاره منتظرم بیا بای تا های مجدد[گل]