چو ميبنی که نابينا و چاه است/اگر خاموش بنشينی گناه است

دستش را به دیوار گرفته بود و کورمال کورمال راهش را به آهستگی طی می کرد.

سارااز این طرف پل به چشمهای بی فروغ زن نگاه کرد.آه از نهادش بلند شد.او نمی دید!

از پل عبور کرد...به آن طرف رودخانه رسید. لحظه ای کنارش ایستاد و در چهره اش دقیق شد.

گونه های برجستهءزن اورا یاد مادر بزرگ انداخت که سالها بود نوازش گرم دستانش

را از دست داده بود.یاد او گرمش کرد...شیار گونه ها و چهرهءرنج کشیده اش می گفت:

با من مهربان باش!

جلو رفت دستش را دراز کرد و گفت:میخواین کمکتون کنم؟

زن دستش را محکم گرفت و گفت:الهی خیر ببینی!

ــ خونهءما همین نزدیکاس...امروز عصامو یادم رفت بیارم.اسمت چیه؟....چند سالته؟...

خونه تون کجاس؟...دختر کی هستی؟...و در حالیکه با دست دیگرش صورت سارا را لمس میکرد

به راهش ادامه داد...

سارا با لبخند جواب سوالهایش را می داد تا اینکه به یک دوراهی رسیدند.

ــ مادر!حالا باید کدوم وری بریم.اینجا دوراهیه!

ـــ چی؟یعنی میخوای بگی خونهءمنو بلد نیستی؟38.gif

ــ نه بلد نیستم.من بار اولیه که شمارو می بینم!

ــ پس خیلی بیجا کردی دست منو گرفتی!14.gif

ــ اما من فقط میخواستم .....

ــ الهی خیر نبینی دختر!...زن با آشفتگی فریاد میزد:الهی بمیری!42.gif

ــ ....ولی من....فقط ....

ــ الهی درد بگیری....الهی جز حیگر بزنی....الهی سرطان بگیری... الهی بری زیر ۱۸چرخ...

الهی.....14.gif

دست سارا را محکم فشار می داد و فریاد می کشید.از کنارشان آقا و خانمی گذشتند .

شگفت زده نگاهشان کردند.

ــ آقا!...خانوم!شما این خانمو میشناسین!

ــ بله!...این ننه بهمنه! خونه شون چند قدم پایینتره!....بیا!... من می رسونمت!

ــ الهی ذلیل بشی دختر که امروز این جور به سر من آوردی !

شانس آوردی عصام همرام نبود!18.gif

****

پیشاپیش عید فطر رو تبریک میگم وبراتون آرزوی عیدی های رنگی میکنم...خوب و خوش باشید.

یکی به من یاد بده چه جوری میشه با یه دست بیست تا هندونه برداشت؟

یک جملهءحکیمانه:همیشه کسی را دوست داشته باش که قلبش خیلی بزرگه..چون اونجوری

مجبور نیستی برای اینکه خودت را در قلب او جا کنی کوچیک بشی!

/ 18 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حنيف

من اگر نابينا رو ببينم ميرم که کمکش کنم و پيش بينی عصا خوردن رو هم ميکنم چون برای دل خودم اين کارو ميکنم که اين روزها پای دل بايد خيلی چيزها رو داد .... جمله حکيمانه تم قبول دارم تا چشم حسين دربياد(خنده) نگفتی هندونه هارو از کجا ميخای برداری؟ولی به هر حال من نميتونم کمکت کنم

غريبه

سلام ......... چرا يکی بايد خودش رو تو قلب يکی ديگه جا کنه؟ اين جمله حکيمانه صد در صد زمينی و دنياييه! نه؟؟؟

قاقالی لی

نه غريبه جان!اينطور نيست...البته در اولین نگاه ميتونه کاربرد زمينيش بيشتر به نظر برسه ...هر کسی از ظن خود شد يار من/...در واقع کسی که قلب به اين بزرگی داشته باشه معمولا ْنميتونه زياد زمينی فکر کنه و بايد يه جورايی قيد خيلی چيزارو زده باشه....تو به جز خدا کی رو ميشناسی که همهءآدما رو دوس داره؟؟

معلمی از بهشت

سلام.از ته دل خوشحالم که باز اينجايی و دوباره می نويسی.کمی ديره اما خير مقدم منو پذيرا باش.

زهرا

به نظرمن اين جمله خيلی کليه و همهءانواع عشق رو شامل ميشه چه زمينی چه آسمونی وميخواد بگه کسی رو دوست داشته باش که تورو عزيز ميخاد نه ذليل

زهرا

در ضمن من نميفهمم چرا بعضيها با عشق زمينی اينقدر مخالفن و فکر ميکنن اين طرز فکر يه رويکرد غير دينی رو دنبال ميکنه.مگه دوست داشتن پدر و مادر و اطاعت از اوناتوی قرآن بعد از خدا نيومده ؟به نظر من جنس عشق مهمه نه نوعش ...چه زمينی چه اسمونی ...پا ک بودن و متعالی بودنش اصله!

علی مهربان پسری از جزیره ی زيبای آبادان

سلام ...خسته نباشی ...عيدتونقبلا قبل مبارک...داستان تکراری جالب خنده داری بود عمرا اگه حرفمو متوجه شده باشيد يه چيز پرونديم ديگه ..روش برداشتن خدا تا هندوونه رو تو بايد به ماياد بدی که بلند کردی نه ما

علی مهربان پسری از جزیره ی زيبای آبادان

سلام ...خسته نباشی ...عيدتون قبلا قبل مبارک...داستان تکراری جالب خنده داری بود عمرا اگه حرفمو متوجه شده باشيد يه چيز پرونديم ديگه ..روش برداشتن خدا تا هندوونه رو تو بايد به ماياد بدی که بلند کردی نه ما

علی مهربان پسری از جزیره ی زيبای آبادان

خيلی ديراوومدم ولی باکمال پررويی دارم همينطور جا ها رو پر ميکنم....شرمنده ۱ هفتهس کتاب ادبياتمو باز نکردم اينجوری چرت و پرت شده نوشته هام ...در مورد جمله ی حکيمونه .:بد نيست خوبه ولی تو اين دوره زمونه ادما اونقد خود خوا شدن که ديگه تو دلشون جاييی واسه بقيه نيست