قاقاليلی فيلسوف ?-:

ليلاگفت:همه ش جبره!.....اختيار در کار نيست! بی اينکه بخوايم به دنيا ميايم وبی اينکه بدونيم و بخوايم ميميريم! مامان گفت:شايد اول و آخرش دست خودمون نباشه ولی وقتی زندگی می کنيم ميتونيم جوری زندگی کنيم که همه وقت رفتنمون دلشون برامون تنگ بشه!...ميتونيم مهربون باشيم وخوب زندگی کنيم ....خوب بودن لذت بخش و شيرينه و چون عمر جدايی کوتاهه اين شيرينی تا هميشه ادامه پيدا ميکنه!

بودن يا نبودن ؟؟....مسئله اينست........

اين سوال مدتها ذهن منو درگير خودش کرده بود خیلی هم به جوابش فکر کردم .برای رسيدن به جواب اين سوال مهم بايد دوباره قصهء آفرينش رو مرور ميکردم قصه ای که ميدونم بارها وبارها اونو شنيدين وخوندين...اما اين بار اين قصه رو با نگاه من بخونيد:

قبل از اينکه به دنيا بيام خيلی کوچولو بودم ... اونقدر کوچولو که بهم ميگفتن: ذره....و توی عالم ذره ها زندگی ميکردم. اون وقتا هيچ تصويری از دنيا ورنگها نداشتم.کسل و خواب آلود بودم.خپل و تنبل!الان هر چی فکر ميکنم يادم نمياد اون وقتا چقدی بودم06.gif...شايد يه ذرهءقلقلی بودم با چشمای پف کرده که بين نيستی وهستی دست وپا ميزدم بدون اينکه درکی از هستی داشته باشم. يه روز که با بقيهءروزا از زمين تا آسمون فرق داشت يه صدای گرم ومهربون شنيدم٬صدايی که گرما و اميد توش موج می زد ....

مهربون بود و دوست داشتم از تنهايی و تاريکی بهش پناه ببرم!

ازم پرسيد:دوست داری به دنيا بيايی؟؟....من گيج ومنگ پرسيدم: 11.gif دنياااااا؟؟!!....چه شکليه؟...و اون پردهءتاريکی رو از جلوی چشمای خواب آلود من کنار زد....اولش نور چشمو ميزد اما خيلی زود به ديدن همه چی عادت کردم....نور خيره کنندهءخورشيد٬لطافت بارون و شبنم ٬قشنگی گلها و پرنده ها ٬آسمون........وااااااااااا ی!!دنيای رنگها فوق العاده زيبا بود. من مسحورش شدم...چهرهءخندون مامان و بابا وهمهءاونايی که دوسشون دارم......خدا جون!...من نميتونم از اين همه قشنگی بگذرم....خواب از سرم پريده بود انگار يه سطل آب يخ رو سرم خالی کرده بودن!

...با بی صبری و شوق داد زدم:من ميخوام باشم!35.gif10.gif05.gif

ــ فکر نميکنی داری عجله ميکنی؟؟

ــ نه!...خواهش ميکنم! ميخوااااااام!.....04.gif

ادامه داد: ولی تو بايد به من يه قول بدی!

ــ گفتم:هر چی باشه چشم! 15.gif

ـــ شرط ‌زندگی هميشگی٬ تو اين همه زيبايی٬اينه که منو بپرستی و به کسی ظلم و جفا نکنی!اگه عهد تو بشکنی بايد با همهءاين خوبيها بعد از يک خواب کوتاه ٬خداحافظی کنی!

وصداش رو شنيدم که ميگفت:مواظب وسوسه ها باش!حتی کوهها و زمين هم نتونستند اين قول رو به من بدن و ترجيح دادند عوض آدم شدن سنگ بشن!

برای به دنيا اومدن بی طاقت بودم دوست داشتم زودتر به دنيا بيام و هستی رو تجربه کنم!اين بود که چشمامو بستم وبدون اينکه به عواقب کار فکر کنم پاهامو به زمين کوبيدم ومثه بچه های لوس گفتم:قول!قول!قول!تا روز قيامت!.........حالا برم؟؟ 02.gif

و صدای گرم ومهربونش به من اميد داد:هميشه در کنارت هستم ! نزديک نزديک !....کافيه صدام کنی!بی تاخير جواب ميدم.اگه فراموشم کردی واز يادم بردی منتظر ميمونم که برگردی!

* **

فکر ميکنم اگر هزار بار هم بميرم باز هم در دلم آرزوی هستی زنده ميمونه وهيچوقت نيستی رو به هستی ترجيح نميدم!و فکر نميکنم به دنيا اومدن يه جبر باشه!...شايد يه خواب طولانی همه چيزرو از ياد همه برده باشه اينه که ورد زبون همه ست:«ما که به اختيار خودمون به اين دنيا نيومديم!20.gif»

مرگ فقط يه وقفهءکوتاهه . برای کسی که اين فاصله رو طی کرده٬شايد ديداردوباره به اندازهءيک پلک زدن کوتاه باشه اما برای ما که اينجا مونديم اين جدايی سخت و شکننده ست.برای ادامهءزندگی بايد نشاط داشت و دنبال بهانه های سادهءخوشبختی گشت!ساده ترين و قابل فهم ترين دليل زندگی همونيه که سهراب ميگه:تا شقايق هست زندگی بايد کرد...

....و هر کسی کلی شقايق داره که بايد به خاطرطراوت و شادی اونا با اميد ونشاط زندگی کنه.

از همه تون متشکرم به خاطر همدلی و همدرديتون .....شاد وپاينده باشيد.

/ 62 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میترا

غزاله جونم فوق العاده بود. اما اون کسانی که می گن "ما که به اختيار خودمون به اين دنيا نيومديم!" اگه يه لحظه، فقط يه لحظه "نيستی مطلق" رو درک کنند، کلی چاکر کسی می شن که به زور آوردشون تو اين دنيا.

Tweety

نه آپدیتیدی که ! ....... شاد باشی

مجيد {قلب شكسته}

ســــــــــــــــــــــــــــــــلام ...... مطلب خوبی بود . گرچه طولانی بود ............... .............. تشکر که به وبلاگم اومدی .... خوش باشی ................ بای باي

آقا طييب.

ما مخلصيم.شعر نيست که بابا.مسخره بازيه.الکی.يا عشق.

پنجره تنها

سلام!! خوبی عزيزم ..يه مدت نبودم ...بابت تاخير شرمندم .. قول ميدم به زودی جبران کنم ..من دوباره برگشتم به خونم و اومدم تا دوباره در کنار هم از عشق بگيم برای هم!!!پنجره تنها هنوز هم هست ،چون شما هستيد... خيلی دوستتون دارم .. خيلی ..بيشتر از اين مزاحمت نميشم...عاشق و پايدار باشی..پنجره تنها.

فاطمه

غزاله عزيز نيستی چرا .باورکن دلم برای مطالب قشنگت تنگ شده.

zinat

غزله نازم / قربان محبتت شادم كه باز اينجا هستي/ زينت